نمایش «مخاطب» به کارگردانی جابر رمضانی نوشته مشترک جابر رمضانی و کیوان سررشته براساس نمایشنامه «مولف» نوشته تیم کراوچ از 26 اردیبهشت الی 31 خردادماه سال 1401 در سالن استاد سمندریان ایرانشهر روی صحنه است.
پس از ده روز از شروع اجرای این نمایش در خانه ایرانشهر در 11 خردادماه سال جاری اجرای کار با نامه ای از سوی اداره کل هنرهای نمایشی توقیف شد و بلیت فروشی آن از روی سایت تیوال برداشته شد و پس از 48 ساعت مجدد بلیت فروشی این اثر با توافق بین کارگردان و شورای نظارت و ارزشیابی نمایش اداره کل هنرهای نمایشی مجدد روی صحنه رفت.

جابر رمضانی پس از توقیف نمایش در متنی از مخاطبان خود عذرخواهی کرد و نوشت: «مخاطبان عزیز، طبق دستور مرکز هنرهای نمایشی به تماشاخانه ایرانشهر نمایش «مخاطب» تا اطلاع ثانوی نمی‌تواند روی صحنه برود و صفحه بلیت فروشی آن از سایت تیوال حذف شده است.»

توقیفی که دلیل آن رعایت نکردن تذکرات شورای ارزشیابی و نظارت بر نمایش اعلام شد و این موضوع منجر به انتشار بیانیه ای از سوی خانه تئاتر در واکنش به توقیف آثار نمایشی که پس از بررسی متن و بازبینی اجرا می شوند، شد.
اقدام خانه تئاتر در ارائه بیانیه آن هم پس از توقیف اجرایی چون «خونین زار» و توقف چند روزه نمایش «آن سوی آینه» در سال جدید خود تاحدی امیدوار کننده است.

متن بیانیه خانه تئاتر که در آن از اداره کل مرکز هنرهای نمایشی خواستار پاسخگویی شفاف و به دور از حاشیه شد.
چنین است: «جناب آقای دکتر کاظم نظری
مدیرکل محترم مرکز هنرهای نمایشی
با درود و احترام
بی مقدمه بفرمایید در این مملکت و در حوزه‌ی فرهنگ و هنر قانون اعمال می‌شود یا سلایقِ فردی و جریاناتِ حزبی در کار است؟ لطفاً صریح و روشن پاسخگو باشید به چه حقی نمایش‌هایی که در مراحلِ «بررسی متن» و «بازبینی» موفق به کسبِ مجوز برای اجرا شده‌اند، در روزهای اجرا متوقف می‌شوند؟ آیا شما با پیچیدگی‌ها و مشکلاتِ امرِ «تبلیغات» در تئاتر آشنا هستید؟ یک نمایش بی‌هیچ حمایت یا ناچیزترین حمایتی از سوی آن مرکز می‌بایست به تنهایی و با مشقتِ فراوان، خود را به مخاطبان شناسانده و معرفی کند؛ برای این امر یک‌سومِ زمانِ اجرای آن اثر هدر می‌رود، حال در دوسومِ زمانِ باقیمانده که با استقبالِ تماشاگر‌ مواجه شده، شما با توقیفِ آن کمر به نابودی اثر و مخاطبانی بسته‌اید که از قبل بلیت‌هایشان را پیش‌خرید کرده‌ و برای دیدنش برنامه‌ریزی کرده‌اند. جالب‌تر آن که در مصاحبه‌هایتان دم از «افزایشِ مخاطب» برای تئاتر می‌زنید. لطفا بفرمایید این بی‌قانونی تا کی قرار است ادامه یابد؟ تنها راهِ معاشِ‌ هنرمندان در خوشبینانه‌ترین شکل، یک اجرا در سال است؛ با این قِسْم برخوردها با آنان چه می‌کنید؟
خانه‌ی تئاتر این رویه‌ی ناصواب را ضربه‌ی مهلکی برای نابودی هنرِ نمایش و تئاتر می‌داند؛ و خواستار است در بابِ «مجوز به آثار» و «صیانتِ از آن مجوز» و نیز «برکناری هرگونه سانسوری از هنر والای تئاتر» پاسخ بدهید.
این خانه حق‌ِ اعتراض به مراجعِ بالاتر در صورتِ قانع نشدن از پاسخِ شما را برای خود‌ مجاز می‌داند.
خانه تئاتر
خرداد ۱۴۰۱»

در این میان برخی از رسانه ها به تبلیغات منفی علیه نمایش همچون ترویج خشونت جنسی و تصویرسازی تمایلات دیوانه وار جنسی پرداختند.
خبرگزاری تسنیم در تیتر خبر توقیف اثر نوشت: نمایش «مخاطب» به دلیل محتوای هنجارشکنانه توقیف شد.
روزنامه جام جم با تیتر آژیر خطر در ایرانشهر؛ ارشاد کجاست؟ به موضوع پرداخت و مخاطب را مروج بی اخلاقی دانست و نوشت:
سراسر نمایش مملو از عبارات مشمئزکننده و تصویرسازی‌های مکرر در مکرر از صحنه‌های تجاوز است. گویی نمایش قطعه پازل داخلی برای عادی‌سازی بی‌اخلاقی در جامعه ایرانی است.
نویسنده در این یادداشت با نسبت دادن عوامل نمایش مخاطب به چارلز کینزی مبدع انقلاب جنسی در آمریکا این اثر را در عادی سازی گناه موثر دانست.
در پایان این یادداشت نویسنده از لابیگری در ارایه مجوز اولیه به نمایش سخن گفت و از مقاومت یک ماهه مدیر سابق شورای ارزشیابی و نظارت اداره کل هنرهای نمایشی در برابر این تصمیمات خبر داد.

در پاسخ به یادداشت روزنامه جام جم که بدون ذکر نام نویسنده بود جوابیه کوتاهی در برخی رسانه ها منتشر شد که نوشتن این متن را به سردبیر سابق سایت ایران تئاتر نسبت داده و عنوان کرده است: او که به مدت ۶ سال سردبیر سایت ایران تئاتر بود و این رسانه تخصصی را به یک سایت خنثی و بی‌‌مخاطب تبدیل کرد، امسال پس از آن‌که قرارداد او به دلیل ضعف در مدیریت، ایجاد تفرقه بین اهالی تئاتر و … تمدید نشد با بهره‌گیری از امکانات روزنامه «جام‌جم»، دست به تسویه حساب شخصی با اداره‌کل هنرهای نمایشی و اهالی تئاتر کشور زده است.
این حمله به هنرمندان تئاتر کشور در حالی است که همه قوانین و مصوبات و آیین‌نامه‌ها، در صدور پروانه اجرای نمایش «مخاطب» رعایت شده است. برای نمونه این نمایش سه بار بازبینی و اصلاح شده است که نشان‌‌دهنده حساسیت فوق العاده زیاد شورای ارزشیابی و نظارت است که شامل همه آثار اجرایی می‌شود.
این حمله و دفاع که با یادداشت روزنامه جام جم و رعایت نشدن اصول اخلاقی نقد یک اثر آغاز شده است؛ در هر دو مورد شبیه به تسویه حساب شخصی می نماید.
اما آیا این داستان اصلی «مخاطب» است؟
نمایشنامه «مولف» تیم کراوچ که نمایش «مخاطب» براساس آن نوشته و اجرا شده است داستان دختری را روایت می کند که از طرف پدرش مورد تجاوز قرار می گیرد. پدیده ای شوم که متاسفانه بسیار زیاد اتفاق می افتد و جابر رمضانی با پیرنگی مشابه به این موضوع پرداخته است.
آگاهی سازی در مورد تجاوز که شاید به دلیل نوع نگرش و عرف جامعه ای که ما در آن زندگی می کنیم مغفول مانده است. جامعه پر خطری که در آن تجاوز تابویی است که بیش از آنکه مخاطبان همدرد و همراه با فرد مورد تجاوز قرار گرفته، باشند، او را نادیده گرفته و به دلایلی همچون شرم، حفظ آبرو، محافظه کاری و … بر تکرار مکرر این رفتار دامن می زنند.

«مخاطب» تنها اثر نمایشی که به موضوع تجاوز پرداخته نیست و قطعا نخواهد بود. شاید از نظر برخی از مخاطبان پرداختن به چنین موضوعی پرداخت به ساده ترین نوع تجاوز است آن هم در جامعه ای که با جنبش می تو ایرانی و افشاگری هایی از زیر پا گذاشته شدن حقوق زنان بسیاری در جامعه روشنفکر و تا حدی مدعی احقاق حقوق زنان باخبر شدیم اما با این حال پرداختن به چنین موضوعی خود قابل احترام است.
در جامعه هنری و آثار سینمایی، تلویزیونی و تئاتر هر روز شاهد سانسورهای محتوایی و اجرایی هستیم در اینجا به تاثیری که سانسور بر محتوا و فرم برخی از اجراها می گذارد نخواهیم پرداخت و امیدواریم همانطور که مسئولان ذیربط معتقدند ایرادات وارد شده به آثار هیچگونه دخل، تصرف و ضربه ای بر پیکره و روح آثار هنری نزند اما آنچه قابل توجه است نگاه دغدغه مند هنرمندان تئاتر است.

فشارهای اقتصادی، اجتماعی و سانسورهای فرهنگی هرروز بیش از پیش باعث خواهد شد تا آثار اجرایی خالی و عاری از محتوای روشنگر، قابل تفکر و دغدغه مند شوند و روز به روز شاهد انفعال هر چه بیشتر جامعه هنری نسبت به مسائل روز اجتماعی و بازتاب واقعیت در آثار باشیم.

غم نان و معشیت، سلیقه مخاطبان، نظام آموزشی و بیش از هرچیز سانسور و توقیف های گاه و بی گاه در کیفیت آثار هنری بی تاثیر نیست و البته در مواردی نیز انتقادهای سطحی و تسویه حساب های شخصی منجر به زیر سوال رفتن عمکلرد گروه های هنری و بعضا اداره کل هنرهای نمایشی می شود و قطعا باید در برخوردهای آتی از جانب نهادی مرتبط مورد توجه قرار بگیرد.

با اینحال تئاتر جایگاهی است که با وجود تمام بی مهری ها و نادیده گرفته شدن ها و در زمانه بی خیالی گزیدن بسیاری از هنرمندان هنوز سعی دارد تا حدی هرچند کم و ناچیز رسالت خود را در ارایه واقعیت های اجتماعی به منصه ظهور برساند و به غم آدمیت بپردازد.