به گزارش پلاتو هنر، نمایشگاه انفرادی نقاشی‌های مانی غلامی به نام «کافه کلاسیک» جمعه ۲۶ آبان ماه در گالری گویه افتتاح شد و تا دوشنبه ۶ آذر ادامه دارد.

در بیانیه این نمایشگاه می‌خوانیم: «کافه منطقة الفراغ زیستن در روزگار تنگی است، آن‌جا که انسان رهیده از سنت اما در بند زمانه‌ سنت‌زده، خیابان را نمی‌تواند تسخیر کند پس خیابان را به کافه می‌برد و تجربه‌های به تاخیرافتاده‌ پهنه شهر را در تنگنای کافه به طرزی گلخانه‌ای تجربه می‌کند. اما خوب که بنگریم بذر رویش خیایان را در کافه نشا می‌شود.

دوگانه‌ فاعلیت-انفعال کافه‌نشینان البته طی دهه‌ اخبر همواره محل نزاع بوده است و مانی غلامی راوی همین دوگانه است. راوی انسان‌هایی که از گوشه‌گوشه‌ جهان هنر احضار شده‌اند و به درستی نمی‌دانیم شکست را زندگی می‌کنند یا برای بازگشت به پهنه‌ اجتماع آماده می‌شوند.

در مجموعه‌ «کافه کلاسیک»، غلامی انسانی را تصویر می‌کند که حتی جای کمترین حرکتی در کادر را هم ندارد اما رویاهایش و آرزوهایش و تاریخش و زندگی روزمره‌اش را در همان تنگنا نگهبانی می‌کند و به سختی زیستنش را امتداد می‌دهد.»

مانی غلامی هنرمند نقاش در گفتگو با پلاتو هنر عنوان کرد: من در کل اجتماع را دوست دارم. در مجموعه قبلی ام به نام «حوالی تجریش» که در گالری ساربان برپا بود، از مردم خیابان نقاشی کردم و کافه هم در آن مجموعه بود.

او در پاسخ به این پرسش که چرا کافه را سوژه آثار خود قرار داده است، توضیح داد: یک کافه در خیابان فرشته یک مدت آثار من را روی دیوارش زده بود. من روزی به آن کافه رفتم و دو نفر مشغول قهوه خوردن بودند و تابلوی من بالای سر آنها نصب شده بود. من از این صحنه عکس گرفتم. بعد این عکس را نقاشی کردم و این قضیه ایده‌ای شد که من صحنه کافه‌ها را از فیلم های مختلف پیدا کنم و آنها را نقاشی کنم و بعد پشت سر آن‌ها یکی از نقاشی های معروف تاریخ هنر را بگذارم. درواقع ایده این مجموعه برای من اینگونه شکل گرفت.

این هنرمند تصریح کرد: حتی در دوتا از آثار از نقاشی‌های دختر خودم استفاده کردم. همچنین از فیلم‌های ایرانی هم استفاده کردم به طور مثال یک صحنه از فیلم «گنج قارون» را نقاشی کردم.

او ادامه داد: در این مجموعه از فیلم هایی مانند «کازابلانکا»، «در مکانی خلوت»، «آپارتمان» و… استفاده و صحنه‌هایی از این فیلم‌های کلاسیک را که در کافه است، نقاشی کردم. درواقع برای اولین بار عکس های سیاه و سفید را به صورت رنگی کشیدم.

غلامی اظهار کرد: انتخاب نقاشی‌ها در این آثار به این دلیل بود که فضای رنگی و احساسی با آن لحظه از فیلم داشته باشند.

او درباره توجه ویژه‌ای که در آثارش به انسان‌ها دارد، توضیح داد: در اواخر دهه 70 تا اوایل دهه 80 من مهمانی‌های زیادی شرکت می‌کردم و از آن زمان شروع کردم و جمع آدم ها در مهمانی و فضاهای داخلی و حتی عکس‌های یادگاری افراد را نقاشی کردم. من نقاشی فیگوراتیو کار می کنم و به همین دلیل به انسان به عنوان سوژه اصلی آثارم خیلی توجه می کنم. همچنین گرایش اکسپرسیونیستی هم دارم و در آثارم اغراق وجود دارد.

او ادامه داد: اعتقاد دارم که در ایران رئالیسم اجتماعی بیشتر به این سمت رفته که به عنوان مثال هنرمندان یک کارگر خسته را بکشند چون الگوی نقاشان فیگوراتیو ما نقاشان روس بودند و بیشتر کشاورزان و آدم‌های طبقه فردوست و روستایی را می‌کشیدند. اما من آدم های سطح بالاتر و فرهنگیان را در نقاشی هایم آوردم.

غلامی در پایان درباره متریال آثارش توضیح داد: متریال آثار من مداد رنگی و پاستل روغنی بودند. یکی از کارها قلم فلزی است که من با استون مخلوط می کنم و مانند آب مرکب می شود. مقواها هم از سفید و مقوای گراف استفاده شده است.

گالری گویه در نشانی تهران، میدان هفت تیر، خیابان مشاهیر، کوچه لطفی، پلاک 39 واقع شده است و همه روزه از ساعت 16 تا 20 میزبان مخاطبان است.