نمایش «هایکوی پاروزن یکدست» به نویسندگی و کارگردانی ماندانا ‌عبقری از 27 بهمن در تئاترشهر ‌- ‌کارگاه ‌نمایش روی صحنه است. عروسک گردانان: علیرضا ‌دهقانی، ماندانا ‌عبقری، محمدرضا ‌لطفی، زهرا ‌مسیب ‌نهاوندی، فاطمه ‌سیفی، صدف ‌صمدی هستند. مشاور کارگردان و طراح صحنه: علیرضا ‌دهقانی، دستیار کارگردان: محمدرضا باغی، طراح عروسک: ستاره خرمزاده، طراح نور: رضا ‌خضرایی، طراح لباس: رکسانه ‌عبقری، هماهنگی نور و صدا: الهه ‌موسوی، دستیار صحنه: هادی شبانی قهرودی. در خلاصه این نمایش آمده است: ماسافومی ناکازاکی پسرکی تنها در جریان جنگ جهانی دوم با یک موج بلند سونامی به جزیره ای ناشناخته برده می شود. در آن جزیره با پرنده ای که درنای آرزوهاست و یک خرچنگ آشنا می شود. او تا رسیدن پدرش، پاروزن یکدست، روزهایی پرماجرا را پشت سر می گذارد و به مفاهیم عمیقی از خودشناسی دست پیدا میکند. ماسافومی زیبایی صلح و آرامش را در جزیره ای پر از عشق، به دور از مصایب دنیای پر از جنگ آدم بزرگها در کنار درنای سپید آرزوها که او را قاقا مینامد، کشف می کند. جزیره ای که یافتنش برای یکایک آدمهای جهان، آرزویی است محال. علاقه‌مندان می‌توانند بلیت این نمایش را از سایت تیوال تهیه کنند.

برای تمام کودکان جهان….

«هایکوی پاروزن یکدست» قصه‌ی عروسکهاست. عروسکهایی که با جادوی دنیای نابشان دنیای آدمها را شورانگیز و رویایی میکنند و بالهای پرواز خیال را تا بیکرانها پیش میبرند.

این نمایش تقدیم می شود به تمام کودکانی که در جریان جنگ جهانی دوم و در اوت ۱۹۴۵ به خاطر خطای انسانهای جنگ افروز و خودخواه، حق مسلم بازی کردن و لذت زندگی را از دست دادند. آنهاییکه در چشم به هم زدنی در موج یک انفجار عظیم و سپید، به جزیره های ناشناخته ای پرتاب شدند که راهی به بهشت داشتند و مانند پسر بچه ی نمایش هایکوی پاروزن یکدست، به خانه شان برنگشتند. این قصه تمام نشدنی خودخواهی آدم بزرگهاست. کاش زمامداران حکومتها کودکان بودند که بعد از قهرهای کوچکشان آتش جنگ برپا نمی کنند و با یک کلمه ساده «آشتی» دوباره بازی را از سر می گرفتند. کاش هیچ جای جهان پاروزن یکدستی نباشد که جنگ دست دیگرش را گرفته باشد. کاش پدرانی که به جنگ رفتند و برنگشتند، مادرانی که زیر آوار ماندند و کودکانی که در موجهای انفجار از جهانی به جهان دیگر کوچ کردند، قصه هایی بودند که در پایانشان می گفتیم، بالا رفتیم ماست بود، پائین اومدیم دوغ بود، قصه ما دروغ بود.اما افسوس که قصه های تلخ جهان راستِ راست هستند.