به گزارش پلاتو هنر، علی آبان استاد دانشگاه، منتقد ادبی و هنری طی سلسله یادداشت‌هایی به بررسی فیلم «برادران لیلا» ساخته سعید روستایی پرداخته است.

اولین بخش این یادداشت به شرح زیر است:

«به عنوان پیش‌سخن، عرض شود که بسیاری از فیلم ها، داستان ها و اشعار، بی شک در ذهن نویسنده و سازنده دارای آن توسع معنایی نیست؛ بلکه مخاطب به ویژه منتقد آن آثار با توجه به دایره وسیع تر فکری و نگرشی به آن آثار با استعانت از متن، عمق و اعتبار می بخشد.

چه بسا تفسیر و تاویل هایی که از متن فیلم «برادران لیلا» شده است، حتی در مخیله و دایره مطالعاتی سازندگان آن نگنجیده و نخواهد گنجید.

بنده این فیلم را در چهار ضلع دیده ام، این نگاه ربطی به نویسنده و کارگردان ندارد؛ بلکه ارتباط مستقیم با دایره مطالعاتی حقیر دارد که برخاسته از متن فیلم است نه نیت و هدف نویسنده فیلمنامه و کارگردان که معمولا در جایگاه فرانگری قرار نمی گیرند‌ و دوربین نگرش و مطالعاتی شان چون دوربین گزارشگر و محدودگیرشان، قدرت و قابلیت تعمق و تکثر و توسع ندارد.

اما نگرش چهار ضلعی بنده به فیلم برادران لیلا:

– ضلع تاریخی و فرهنگی
– ضلع سیاسی
– ضلع اجتماعی
– ضلع هنری

۱- ضلع تاریخی و فرهنگی:

در تاریخ ایران و جهان، از داستان خلقت بشر تا اسطوره ها و داستان های حماسی، شخصیتی به نام «پدر» به منزله «دانای کل» و «عامل حیات خانواده» به دلیل نرینگی و نان آوری و قدرت، همواره مورد حرمت بوده و هست. حتی به تعبیر قابوسنامه «پدران یا پیران نه برجای»؛ یعنی پیران خام و کودک مآب که ریل پختگی و خردشان نسبت به ریل سن و عمرشان عقب مانده است. این پدران نه برجای نیز مورد حرمت بوده و هنوز نیز هستند.

یکی از آشکارترین و مستندترین موضوع در تایید این حرمت و حفظ جایگاه پدر بحث «پسرکشی» است نه «پدرکشی». نمونه بارزش، پیروزی رستم به عنوان پدر بر سهرابِ پسر که این پیروزی هیچ منطق جنگی و فیزیکی ندارد. رستم پیر و فرتوت و ناتوان و عاجز برابر سهراب جوان و قدرتمند و سبک پا و فاتح. اگر فردوسی معتقد به حفظ جایگاه پدر نبود، با تزریق حیله و ترفند ناجوانمردانه به نفع رستم، در همان بار اول که سهراب، رستم را چون پر کاهی بر زمین می اندازد، می توانست سهراب کشنده رستم باشد؛ ولی فردوسی به تبع باور و اعتقاد ایرانیان، نمی تواند بپذیرد که پدر به دست فرزند خوار و زبون و نهایتا کشته شود. به همین جهت با کمک حیله که در جنگ پسندیده بوده، از زبونی و شکست رستم جلوگیری می کند. چرا؟

رستم پهلوان ایرانی است، رستم مدافع ایران و مردم ایران است، رستم نماد غیرت و مقاومت و پیروزی ایرانیان است و… رستم یک «پدر» است. پدر باید سربلند، محترم، قدرتمند و پیروز باشد و فردوسی نمی خواهد بدعتگر «پدرکشی» باشد. یا بذر خواری و حقارت پدر و طغیان و پیروزی فرزند بر پدر را در کشتزار ذهن و فکر ایرانیان بکارد.

از منظر تاریخی و اساطیری، پدر باید محترم باشد. حتی اگر ناتوان و زورگو و نابخرد باشد. حتی اگر بیکار و بددهن و معتاد و زنباره و الکلی و ولگرد باشد. به همین جهت بی حرمتی به پدر فی نفسه، مذموم و منفور است اما از قرن هیجده و نوزده به ویژه قرن بیستم این تقدس و قدسیت پدر خلل پذیر می شود. ظهور مدرن و مدرنیته جام قدسی بسیاری از مقدس ها را یا شکست و یا حداقل لرزاند.

پیش از روستایی، این تابوشکنی و طغیان علیه پدر بسیار نوشته و ساخته شده است اما دو تفاوت در اینجا هست که توجه و حیرت برانگیز بوده. یک: سیلی بر صورت پدر و دوم: سیلی دختر بر صورت پدر…

در پایان بخش اول، یادآور شد که آن چه موجب حیرت و نوعی نوآوری از رنگ بدعت در این فیلم شد، سیلی به صورت پدر و بالاخص سیلی دختر به صورت پدر است.

از جنبه تاریخی و کهن الگوهای کارکردی در فرهنگ ایران، این نوع تقدس شکنی نه تنها دیرباور بلکه غیر قابل باور است. حتی اگر با المان های مدرن به این تقدس شکنی نگاه کنیم، باز هم قابل پذیرش و توجیه نیست. درست است که مدرن با کمک گروه فوتوریست ها، کلنگ به مدرنیست ها داده تا هر چه را که بوی سنت می داده و می دهد، ویران کنند؛ اما اساس آن، تاختن به مصداق ها و افکار و نوشته های سنتی محور بوده و به خود اجازه نداده که شخصیت های سنتی را ویران کند. بنابراین اگر بخواهیم سیلی دختر به پدر را از منظر مدرنیته تاویل کنیم، این واکنش و طغیان نه مدرن است نه پست مدرن؛ بلکه یک رفتار تک نفره و بسیار محدود و بیانگر عقده ها و توهم قهرمانی یک فرد است که عملش ظرفیت بررسی و تعمیم ندارد.

در حقیقت، طغیان دختر علیه پدر به سبک و شیوه فیلم مذکور، یک عصیان غیرفرهنگی و جسارت دور از ادب و شعور فرهنگی و خانوادگی است که لااقل در فرهنگ چند هزار ساله ایران نه جایی دارد و نه شانیت تاویل و تفسیر در ضلع تاریخی و فرهنگی. نویسنده و کارگردان با این حرکت نشان داده که یا در مطالعه و معرفت جایگاه پدر در هر شکل و نوعش، ضعیف و ناتوان است و یا این تقدس چند هزار ساله را، کاذب دانسته و به دریدن و شکستن آن دست زده است.

از نظر بنده این حرکت (سیلی زدن دختر به پدر) شبیه کودکی است که از روی جهل و خوشایند جاهلانه و عدم شناخت قبح عمل، سیلی به صورت پدر یا مادر می زند و لذت می برد.

اما برویم سراغ ضلع دوم که جنبه سیاسی آن است و در بخش دیگر خواهد آمد.»

این یادداشت ادامه دارد…

بیشتر بخوانید: