به گزارش پلاتو هنر، فیلم سینمایی «موقعیت مهدی» به کارگردانی هادی حجازی‌فر و تهیه کنندگی حبیب والی نژاد چهارشنبه دوم فروردین سال ۱۴۰۲ ساعت ۱۶:۳۰ از شبکه اول سیما پخش شد.

«موقعیت مهدی» نخستین‌بار در ۱۸ بهمن ۱۴۰۰ در چهلمین جشنوار فیلم فجر و در بخش سودای سیمرغ به نمایش درآمد. این فیلم در این رویداد هنری از ۱۴ نامزدی برنده پنج جایزه از جمله سیمرغ بلورین بهترین فیلم شد. در همان زمان پخش در جشنواره و پس از آن اکران عمومی «موقعیت مهدی» نظرات مثبت و منفی زیادی حول محور ساخت این اثر در میان منتقدان سینما شکل گرفت.

سیدرضا اورنگ، روزنامه‌نگار و منتقد سینما یکی از منتقدان ساخت «موقعیت مهدی» به مناسبت پخش این اثر از تلویزیون یادداشتی نوشته است که در ادامه می‌خوانید:

«هنگامی که خبر تولید فیلم «موقعیت مهدی» رسانه ای شد، نوشتم که ساخت آن کار اشتباهی است. وقتی ساخته شد و تیزر آن را دیدم، نوشتم: این مهدی، آن مهدی نیست!

در ایام عید به علت قلت و ندرت برنامه و فیلم های خوب در تلویزیون و کلافگی شخصی، علی رغم میل باطنی مجبور به تماشای فیلم ضعیف و ضد قهرمان «موقعیت مهدی» شدم.

حالا و پس از دیدن فیلم می نویسم: این مهدی، اصلا آن مهدی نبود!

در عجبم و در عجب خواهم ماند که متولیان صداوسیما و بنیاد روایت فتح، اولا چگونه حاضر شده اند به این فیلم ضعیف مجوز ساخت بدهند و دوم اینکه روی آن سرمایه گذاری کنند؟ مگر فیلمنامه را نخوانده بودند؟ مگر کارشناس هنری و جنگی نداشتند؟

شهید مهدی باکری قهرمان بزرگی بود که فرماندهی لشگر خط شکن و پیروز «عاشورا» بر عهده او بود. لشگری که تحت فرمانده بزرگ خود، بسیار حماسه آفرید و رزمندگانش نفس نیروهای بعثی را گرفته و خاکریزهای شان را یکی یکی فتح کردند.

چگونه است که در فیلم ضعیف «موقعیت مهدی» باکری قهرمان را فردی مستاصل و شکست خورده نشان می دهد؟ تمام عملیاتی که این فرمانده بزرگ و لشگر تحت فرمانش انجام دادند، منحصر به دو عملیات «خیبر» و «بدر» بود که در یکی از آن نبردها برادر قهرمانش حمید باکری شهید می شود و در دیگری خودش؟!

چرا لحظه های فتح جزایر مجنون در عملیات خیبر را نشان ندادید؟

شهید باکری در  بیش از ۱۰ عملیات مهم حضور موثر داشت، از جمله نبردهای مهم و تاریخ ساز فتح‌المبین و بیت‌المقدس. اصلا اشاره کوچکی نیز به قهرمانی های این بزرگمرد در این فیلم نمی شود.

در عملیات فتح المبین با عنوان معاون تیپ نجف حضور داشت. در این عملیات، یکی از گردان ها در محاصره قرار گرفته بود که مهدی باکری همراه تعداد نیرویی اندک توانست، آنان را از محاصره بیرون آورد. چرا این صحنه ها را به تصویر نکشیدید؟

این چه قهرمان پروری است؟ برای چه این فیلم ضعیف را ساخته اند؟ نیت سازندگان چه بود؟ تکریم قهرمان یا تضعیف آن؟!

در کدام فیلم قهرمان محور دیده شده که قهرمان آن فقط شکست بخورد؟! در چنین آثاری شکست و پیروزی در کنار هم نشان داده می شود که سرانجام به تکریم قهرمان ختم می شود، چه زنده بماند و چه کشته شود؟

مگر می شود زندگی فرمانده بزرگی را به تصویر کشید اما دلاوری های او را نشان نداد و فقط استیصال اش را به تماشا گذاشت؟

چه حرکت قهرمانانه یا اجرای تاکتیکی منجر به پیروزی یا مقاومت را در این فیلم از شهید مهدی باکری نشان داده شد؟ چگونه مخاطبان، به خصوص نسل جوان باید نسبت به این قهرمان و دیگر قهرمانان بزرگ ایران زمین شناخت پیدا کرده و قهرمانی ها و جانفشانی های آنان برای کشورشان را باور کنند؟

قهرمان فیلم ضعیف «موقعیت مهدی» نه در جبهه موفق نشان داده می شود و نه در زندگی اجتماعی و خانوادگی. پس مخاطب باید شاهد کدام جنبه قهرمانانه از شهید باکری باشد؟

آنان که این فیلمنامه را تصویب کردند، نهادهایی که روی آن از بیت المال مردم سرمایه گذاری کردند و کارگردان تازه کار این فیلم نه با چارچوب فیلم های قهرمان محور آشنا بودند و نه اطلاع چندانی از بخش های مهم زندگی و دلاوری هایش در جبهه های جنگ داشتند.

همه آنان باید پاسخگو باشند که چرا چهره این قهرمان بزرگ ملی را نزد مخاطبان مخدوش کرده اند؟

وقتی منابع اطلاعاتی شان محدود بود و تحقیقات آنان مختصر، چرا اقدام به ساخت چنین فیلم ضعیفی کردند؟ اگر به دفترچه خاطرات شهید باکری دسترسی داشتند و مطالعه می کردند، مطمئنا این گونه عمل نمی کردند.

هیات داوران جشنواره فیلم فجر که خود را متخصص می دانستند و می دانند، توضیح دهند به خاطر کدام ویژگی فیلم «موقعیت مهدی» پنج سیمرغ به آن بخشیده اند؟

عجیب است که این همه نیز برای این فیلم، پیش از ساخت و بعد از آن تبلیغ کرده و مدام تیزرهای تلویزیونی پخش کردند!

بارها گفته و نوشته ام، باز می گویم و می نویسم که ساخت فیلم های قهرمان محور با موضوع شخصیت های بزرگ تاریخی و قهرمانان ایران زمین از ابتدای تاریخ تا اکنون کار فیلمسازان ایرانی نیست.

ساخت این گونه فیلم ها که هم قوی و جذاب باشند و هم تاثیرگذاری درست و مناسب روی مخاطب داشته باشند، توان و همت بالا و والایی می طلبد، مانند کارگردانی که «زاپاتا»ی مکزیکی را به قهرمانی جهانی تبدیل کرد که همه دنیا به او احترام گذاشته و می گذارند.

در دهه 60 و اوایل 70 شمسی، فیلم های جنگی ایرانی دارای تکنیک و پروداکشن سنگینی نبودند، اما حسی واقعی در آنها جریان داشت که مخاطبان آن را حس می کردند و باور داشتند. مهم ترین عدم توفیق فیلم های جنگی در این 30 سال اخیر به خاطر ساری و جاری نبودن آن حس خاص در فیلم هاست.

سازندگان و سرمایه گذاران فیلم ضعیف «موقعیت مهدی» باید پاسخگوی تاریخ و مردم ایران باشند که چنین تصویر مخدوشی از یک قهرمان بزرگ و ملی را به تماشا گذاشتند.»