پلاتو هنر

بیوگرافی

زندگی اولیه

سِر آلفرد جوزف هیچکاک، 1899-1980، در لیتنستون که در شرق لندن است، به دنیا آمد. وی کوچیک‌ترین فرزند خانواده‌ بود و در 15 سالگی پدرش را از دست داد. والدین وی اصالتا ایرلندی و از پیروان کلیسای کاتولیک بودند و به همین خاطر به مدرسه‌ی کاتولیکی رفت.

تاریخ تولد وی، مصادف با اوایل سینما شده بود و در اوایل زندگی‌اش سینما به صورت جدی پدید آمده بود و با تماشای آثار چارلی چاپلین و باستر کیتون و فریتز لانگ، بیشتر به سینما مجذوب شد و در ادامه، یکی از انقلابی‌ترین چهره‌ها در سینما شد. او در مدت زندگی خود و شش دهه فعالیت حرفه‌ای بیش از 50 فیلم صامت و ناطق ساخت.

رویه‌ی فیلم‌سازی هیچکاک، با رفتن وی به آمریکا شروع شد که اولین فیلم آمریکایی‌اش به نام (ربکا) را در سال 1940 ساخت و با دیوید سلزنیک که یکی از همکاران مولفِ هیچکاک بود، همکاری کرد. رویه‌ی کارگردانی، با همکاری با بازیگران نامدار هالیوود ادامه‌دار شد. بازیگرانی مانند اینگرید برگمن، گریس کلی، کری گرانت، جیمز استورات، و تیپی هدرن.

آخرین اثر هیچکاک، (توطئه‌ی خانوادگی) به سال 1976 ساخته شد و 4 سال بعد، هیچکاک فوت کرد. در دو دهه‌ی آخر عمرش، درگیر بیماری بود و با وجود تمرکز کمتر، باز هم به فیلم‌سازی ادامه میداد.

 

ازدواج

در 2 دسامبر 1926، هیچکاک با فیلمنامه نویس انگلیسی آلما ازدواج کرد. این زوج در پاریس، دریاچه کومو و سنت موریتز به ماه عسل رفتند، قبل از اینکه به لندن برگردند و زندگی کنند. رویل که تنها چند ساعت پس از هیچکاک به دنیا آمد، ظاهراً به اصرار مادر هیچکاک از پروتستان به کاتولیک گروید. او در 31 مه 1927 غسل تعمید داده شد و در 5 ژوئن توسط کاردینال فرانسیس بورن در کلیسای جامع وست مینستر تایید شد. این ازدواج همچنین در روند سینمای هیچکاک هم نقش موثری داشت چرا که او و همسرش در آثار مختلفی با یکدیگر همکاری داشتند.

 

دهه 20 و 30 : اولین فیلم ها

اولین فیلم هیچکاک به عنوان کارگردان، کمدیِ خانم پیبادی (همچنین با نامِ شماره 13) بود که به دلیل کمبود بودجه تکمیل نشد. اولین فیلم اکران‌شده‌ی او (همیشه به همسرت بگو) بود که با ستاره‌ی آن سیمور هیکس ساخت؛ اما اعتباری دریافت نکرد. با ملودرام The Pleasure Garden دو سال دیگر اعتبار انفرادی به دست نیامد؛ اما این فیلم The Lodger: A Story of London Fog بود که هم او و هم دانشجویان سینما به عنوان اولین اثر «واقعی» او تلقی می‌کردند. این فیلم به اولین موفقیت او تبدیل شد و همچنین اولین فیلمی بود که او در آن ظاهر کوتاه خود را به نمایش گذاشت.

دهه 40 : کارهای تجربی

هیچکاک، هم در دوران سینمای صامت هالیوود فعالیت کرد و هم دوران گذار از صامت به ناطق را از سر گذراند. در اولین سال‌های فعالیتش در سینما، به عنوان دستیار کارگردان و مدیر هنری در تولید فیلم‌های صامت نقش داشت. در سال 1940، که سینمای ناطق رسمیت یافته بود، هیچکاک به آمریکا رفت و اولین فیلم آمریکایی خویش به نام (ربکا) را ساخت و از آن موقع به بعد بود که کار هیچکاک به عنوان کارگردان تداوم یافت و اعتبار بیشتری کسب کرد. به خصوص که او با یکی از تهیه‌کنندگان نامی هالیوود به نام دیوید سلزنیک همکاری‌های متعددی داشت.  دهه‌ی چهل میلادی را میتوان مقدمه‌ای بر کار حرفه‌ای هیچکاک دانست. فیلم‌هایی مانند طناب (با بازی جیمز استوآرت)، طلسم‌شده (گریگوری پک و اینگرید برگمن)، بدنام (کری گرانت و اینگرید برگمن)، سایه‌ی یک شک (ترزا رایت و جوزف کاتن) و سوءظن (جون فونتین و کری گرانت) از آثار مطرح دهه‌ی چهلِ هیچکاک است.

 

دهه 50 و 60 :دوران اوج

اواخر دهه‌ی پنجاه و دهه‌ی شصت میلادی را میتوان دوران اوج هیچکاک دانست. هیچکاک آثار شاخصی در کارنامه‌اش همراه با بازیگران نامدار هالیوود ساخت. بازیگرانی مانند جیمز استوآرت (سرگیجه، پنجره‌ی پشتی، و مردی که زیاد میدانست)، کری گرانت (گرفتن یک دزد و شمال از شمال غربی)، هنری فوندا (مرد عوضی)، کیم نوآک (سرگیجه)، جنت لی (روانی)، گریس کلی (گرفتن یک دزد، پنجره‌ی پشتی و اِم را به نشانه‌ی مرگ بگیر) و تیپی هدرن (پرندگان و مارنی). اثری مثل سرگیجه، به اعتقاد برخی برترین اثر هیچکاک است. همینطور که آثار مختلف دیگری مانند پنجره‌ی پشتی، روانی، شمال از شمال غربی، از نظر منتقدان و مخاطبان شاخص‌ترین فیلم او میتواند باشد، و این نشان از موفقیت کارگردانی وی دارد.

مولفه ها

مولفه‌های اکثر آثار او، نوعی از حس تعلیق همراه با مولفه‌های ظاهری مثل زن‌های مو-بلوند و نماهایی از میراث تاریخی معروف است. مثل کوه راشمور در (شمال از شمال غربی) و یا پل گلدن‌گیت در (سرگیجه). شخصیت‌های آثار هیچکاک، در موقعیت‌هایی قرار میگیرند که خودِ شخصیت هم نمیداند چرا در چنین موقعیتی قرار گرفته است و به همین منوال، مخاطب هم معلق میماند و داستان را برای گرفتن جواب دنبال میکند. روایات فیلم‌های وی، معمولاً به قتل یا جاسوسی می‌پردازند. همراه با فریب، هویت‌های اشتباه و دنباله‌های تعقیب و گریز که توطئه‌ها را جان می‌بخشد. طنزهای شوخ‌آمیز و نفوذهای گاه و بی‌گاهِ شخصیت‌های ترسناک، ترکیبی از عناصر سینمایی را کامل می‌کنند. سه موضوع اصلی در فیلم های هیچکاک غالب است. متداول ترین آن مرد بی‌گناهی است که به اشتباه مظنون، یا متهم به یک جنایت است و باید عامل واقعی را ردیابی کند تا خود را پاک کند. موضوع دوم مربوط به زن گناهکاری است که یک قهرمان مرد را درگیر میکند و در نهایت یا او را نابود میکند یا توسط او نجات میابد. موضوع سوم، قاتلی (اغلب روان‌پریش) است که هویتش در حین انجام طرح مشخص می‌شود.

 

موخره و مرگ

هیچکاک در دو دهه‌ی آخر عمر خود درگیر بیماری بود و اساسا تمرکز کمتری برای کار داشت. (توطئه‌ی خانوادگی) آخرین فیلم هیچکاک در مقام کارگردان است که در ژانر کمدی سیاه و دلهره آور و به شیوه‌ی تِکنی کالر ساخته شده است. این فیلم برداشتی آزاد از رمان (مسیر پرنده‌ی بارانی) اثر ویکتور کانین بود که ارنست لمان آن را برای تصویربرداری در مقابل دوربین بازنویسی کرد. وی نهایتا بر اثر نارسایی کلیه در ۲۹ آوریل ۱۹۸۰ و در سن ۸۰ سالگی درگذشت. پس از برگزاری مراسم در کلیسای کاتولیک بورلی هیلز، کالیفرنیا، پیکرش سوزانده و خاکسترش در ۱۰ مه ۱۹۸۰ بر روی اقیانوس آرام ریخته شد.

برترین آثار
دیگر آثار
فیلم‌ساز باید به جای حرف بر تصویر تکیه کند.
alfred hitchcock
Alfred Hitchcock Signature
دلهره به نظر من یعنی کش‌دادن انتظار .
alfred hitchcock
Alfred Hitchcock Signature
من یک نویسنده هستم و بنابراین به طور خودکار یک شخصیت مشکوک هستم.
alfred hitchcock
Alfred Hitchcock Signature
من هرگز نمیتوانم مثل آن فیلمسازانی کار کنم که تمام گروه فنی را منتظر میگذارند و خودشان مینشینند و فکر میکنند.
alfred hitchcock
Alfred Hitchcock Signature
اولین وظیفه ما ایجاد یک احساس و کار بعدی ما حفظ این احساس است.
alfred hitchcock
Alfred Hitchcock Signature
گالری تصاویر
هیچکاک
هیچکاک
هیچکاک
هیچکاک
80
آلفردهیچکاک همیشه استاد

سینما، هنر امروز است، هنر مدرن، هنر هنرها و آلفرد هیچکاک، سینماگر سینماگران.او در طی نیم قرن،با آرم « آلفرد هیچکاک تقدیم می کند» بر همه تماشاگران و فیلمسازان بعد از خود اثر گذاشت.هیچ فیلمسازی مانند او جذابیت و سرگرمی را این چنین با هنر نیامیخت.موضوع تمام فیلم های او، داستان تقابل یک انسان معصوم و عادی با دنیای غیرعادی – و مدرن -، پر آشوب و مملو از گناه است.تا سینما زنده است، تصویر همیشگی هیچکاک با فیلم هایش زنده است؛ تصویر یک همیشه استاد.

مسعود فراستی/برداشت شده از کتاب همیشه استاد – آلفرد هیچکاک و سینمایش

آثاری درباره آلفرد هیچکاک